متخصصان آموزشی قابل کاربرد است. 2- نظری? بار شناختی بیانگر اصول و راهبردهای طراحی آموزشی است. این نظریه در مورد طراحی و نحو? ارائه متن، تصویر یا گفتار آموزشی، توصیه هایی را ارائه می دهد. 3- نظریه بار شناختی از حمایت پژوهشی برخوردار است. 4- نظریه بار شناختی، یادگیری اثربخش را مقصد خود قرار می دهد (کالیوگا، 1391).
پژوهش ها نشان داده اند که در صورت توجه به اصول بار شناختی در طراحی و تولید محتوای آموزشی، یادگیری اثربخش تر می شود. این نظریه به محدودیت های شناختی انسان توجه می کند تا یادگیری را به حد اکثر ممکن برساند. نظریه بار شناختی، بیانگر آن است که میزان اطلاعاتی که می تواند در حافظ? فعال ما در یک زمان مورد ذخیره و استفاده قرار بگیرد، بدون آنکه ظرفیت شناختی این حافظه را بیشتر از حد اشغال کند، مقدار محدود و مشخص شده ای است.
نظری? بار شناختی، یکی از مهم ترین نظریه ها در طراحی آموزشی محسوب می شود. این نظریه راهبردهایی را برای طراحی مواد یادگیری که در قالب چند رسانه ای و سایر قالب ها هستند ارائه می کند. هدف نظریه بار شناختی، پیش بینی پیامدهای یادگیری با توجه به قابلیت ها و محدودیت های ساختار شناختی انسان است. این نظریه می تواند در گستر? وسیعی از محیط های یادگیری به کار گرفته شود. به علت این گستردگی کاربرد نظریه بار شناختی، پژوهش های وسیعی انجام پذیرفته است که ارتباط میان ساختار شناختی انسان، طراحی مواد آموزشی و یادگیری موفق را به نمایش می گذارند (کالیوگا، 1391).
مطالعات شناختی نحو? عملکرد و یادگیری انسان، تأثیر بالقو? مهمی بر اصول طراحی آموزشی دارد. به طور کلی، طراحی آموزشی باید درگیری شاگردان با فعالیت های یادگیری فراتر از ظرفیت محدود حافظ? فعال آنها را به حداقل رساند و با ساختارهای دانش موجود در حافظ? بلند مدت فرد مطابقت داشته باشد. هنگامی که مواد آموزشی دارای بار شناختی درونی بالا می باشد (یعنی میزان تعامل بین عنصر ها بالاست)، بار شناختی بیرونی ناشی از طراحی آموزشی می تواند برای یادگیری بسیار حیاتی باشد (چندلر و سوئلر، 1996؛ سوئلر و چندلر، 1994).
مطالعات صورت گرفته در مورد نظریه بار شناختی و کاربرد های آموزشی آن نشان داده است که طراحی مواد آموزشی به گونه ای که بار شناختی بیرونی را کاهش دهد، می تواند به طور قابل ملاحظه ای سبب بهبود یادگیری گردد. وجود یک بار شناختی بیرونی اضافی ناشی از طراحی نامناسب مواد آموزشی می تواند برای یادگیری زیان بخش باشد.
هدف پژوهش؛
هدف از این پژوهش، بررسی بار شناختی بیرونی آموزش به شیو? چند رسانه ای مبتنی برالگوی طراحی آموزشی مریل است.
سوال پژوهش؛
بار شناختی بیرونی در کدام یک از دو روش آموزش به شیو? چند رسانه ای و آموزش به شیو? سخنرانیِ مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی مریل بیشتر است؟
فرضیه پژوهش؛
بار شناختی بیرونی آموزش با چند رسانه ای طراحی شده بر اساس الگوی طراحی آموزشی مریل، کمتر از بار شناختی بیرونی آموزش به شیو? سخنرانی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی مریل است.
تعریف مفاهیم؛
تعریف های مفهومی:
– بار شناختی: بار شناختی وارده بر حافظ? کاری یادگیرنده در هنگام پردازش اطلاعات را بار شناختی می گویند.
– بارشناختی بیرونی: بارشناختی وارده بر حافظ? کاری یادگیرنده بر اثر نحو? ارائه آموزش، در هنگام پردازش اطلاعات را بارشناختی بیرونی می گویند.
– چند رسانه ای آموزشی: به رسانه هائی اطلاق می شود که در آن ها هم از متن (متن چاپی، متن نوشتاری بر روی صفحه نمایش یا به صورت بیانی)، و هم از تصویر (ثابت یا پویا نمایی)، استفاده می شود (مایر، 2001؛ 2005).
– طراحی آموزشی: طراحی آموزشی را می توان تجویز یا پیش بینی روشهای مطلوب آموزشی برای نیل به تغییرات مورد نظر در دانشها، مهارت ها و عواطف فراگیران دانست (فردانش، 1392).
تعریف های عملیاتی:

– بارشناختی بیرونی: بارشناختی بیرونی در این پژوهش از طریق نمره ای که آزمودنی ها به پرسشنامه پنج مقیاسی می دادند ( که در پایان هر بخش از آموزش به آنها ارائه می شد) محاسبه گردید. روایی درونی و پایایی این پرسشنامه ترتیب 83/. و 80/. توسط برونکن، پلاس و لیوتنر (2004) محاسبه شده است.
– طراحی آموزشی: استفاده از اصول و توصیه های الگوی طراحی آموزشی مریل در طراحی محتوای فصل (7) رفتارشناسی کتاب زیست شناسی دوره پیش دانشگاهی رشته علوم تجربی.
– چندرسانه ای: چندرسانه ای آموزشی است که با توجه به الگوی طراحی آموزشی مریل توسط محقق طراحی شد.
فصل دوم) ادبیات پژوهش
مبانی نظری
چند مفهوم بنیادی
1- آموزش
آموزش15، اساسی ترین چرخ راهوار زندگی و منبع اصلی تأمین نیروهای متخصص است. آموزش با ایجاد تداوم در حرکت ها به پویایی جامعه کمک می کند و با حفظ سنت های ترقی بخش و پذیرش دستاوردهای نوین متناسب با فرهنگ به تکامل و غنای هویت جمعی بشر یاری می رساند. آموزش بیانگر هویت یک جامعه است که لازم? فرهنگ پویاست؛ بنابراین، لزوم تدارک طرح و نقش? مناسب جهت دستیابی به اهداف آموزشی بسیار روشن است (نوروزی و رضوی، 1390).
بروان و اتکینس16 (1991، به نقلِ سیف، 1389) آموزش را این گونه تعریف کرده اند: “فراهم آوردن فرصت هایی برای اینکه دانش آموزان یاد بگیرند”. آموزش فرآیندی رسمی، منظم و مشخص است که طرح زمانی و مکانی ویژه ای دارد. بنابراین، می توانیم آموزش را هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای بدانیم که هدف آن آسان کردن یادگیری برای یادگیرندگان است. این فعالیت در محیطی مشخص و با هدف های آموزشی معین صورت می گیرد. باید توجه داشت که معنای آموزش و تدریس یکی نیست. بدین معنا که آموزش می تواند بدون حضور معلم مثلاً با رایانه نیز انجام شود، اما تدریس لزوماً با معلم همراه است.
2- تدریس
تدریس17 یک فعالیت آموزشی است، اما نه هر نوع فعالیتی، بلکه فعالیتی که آگاهانه و بر اساس هدف خاصی انجام می گیرد. فعالیتی که بر پای? وضع شناختی یادگیرندگان انجام می پذیرد و موجب تغییر آنان می شود. فعالیتی که موقعیت را برای تغییر فراهم کند یا ایجاد موقعیتی که تجربه را آسان نماید و تغییر لازم را در شاگرد سبب شود، تدریس نام دارد. در نتیجه، عمل تدریس یک سلسله فعالیت های مرتب، منظم، هدفدار و از پیش طراحی شده است؛ فعالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است (شعبانی، 1386).
اُدانل، ریو و اسمیت18 (2007، به نقلِ سیف، 1389) تدریس را اینگونه تعریف کرده اند “کوشش های بین فردی برای کمک به یادگیرندگان در کسب دانش، فراگیری مهارت ها، و درک توانمندی های خود”. بنابراین تعریف، تدریس بخشی از آموزش است. مفهوم تدریس بیانگر آن بخش از فعالیت هایی است که معلم در تعامل با یادگیرندگان و به صورت رو در رو انجام می دهد؛ بنابراین می توان ویژگی هایی مانند تعامل بین معلم و یادگیرنده و چهره به چهره بودن را به تدریس نسبت داد.
شاید یکی از نارسایی های تعریف لغوی تدریس، نادیده گرفتن ارتباط آن با یادگیری باشد. اگرچه تدریس و یادگیری، دو مقول? مجزا از یکدیگرند، اما باید گفت که تدریس با یادگیری همراه است یا باید باشد. تدریس و یادگیری با یکدیگر ارتباط یک سویه دارند؛ بدین ترتیب که به دنبال تدریس ممکن است یادگیری به وجود بیاید، ولی برعکس آن صادق نیست و یادگیری، تدریس ایجاد نمی کند (فتحی آذر، 1387).
3- یادگیری
انسان در طول تاریخ همواره با یادگیری سروکار داشته است. یادگیری19 به فرآیند ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است گفته می شود و نمی توان آن را به حالت های موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی یا مصرف داروها پدید می آید، نسبت داد (سیف، 1389).
یادگیری فعالیتی است که از سوی یادگیرنده انجام می گیرد و خود او در شکل گیری آن دخالت مستقیم دارد و نقش معلم صرفاً فراهم آوردن شرایط و امکاناتی است که یادگیری را آسان می سازد. در واقع یادگیری حاصل آموزش و تدریس است، مشروط بر اینکه به خوبی طراحی شده باشد. تعریف مذکور، به سبب تأکید بر رفتار، به دیدگاه رفتارگرایی نزدیک است.
در رویکرد شناختی، یادگیری علاوه بر تغییر در رفتار شامل تغییر در فرآیندهای ذهنی نیز می شود؛ بنابراین هر چند ممکن است رفتار قابل مشاهده فرد تغییر نکند، با این حال اگر در ذهن یادگیرنده تغییراتی ایجاد شود که موجب تغییر و تحول دانسته ها، تواناییها و نگرش های وی شود، می توان ادعا کرد که یادگیری صورت گرفته است (نوروزی و

  • 4